کار و تحصیل

ایران بانو دات کام
کار و تحصیل,
در مصاحبه های استخدامی با موارد جالب و متنوعی روبرو می شویم . هر چند خیلی سخت است که افرادی را رد کنیم ولی بهر حال این هم از وظائف ماست که سعی کنیم بهترینها را با توجه به شرایط برگزینیم .مثالی است که من بعضا برای همکاران می زنم که اگر گربه شدی باید بتوانی موش بگیری . انتخاب نیروهای ضعیف یا نگداشتن نیروهای نا کارآمد هیچ خدمتی به سازمان و حتی فرد مورد نظر نیست . حال وقتی شما در شرایطی قرار دارید که با انتخاب نیروهای انسانی غلط یک سرمایه گزاری را به خطر می اندازید این وظیفه سنگین تر می شود . تب تحصیلات یا بهتر بگویم مدرک گرایی در این سالها بد جوری اپیدمی شده است . همه هم می خواهند لیسانس و بالاتر بگیرند . فوق دیپلم طرفداری ندارد طرف ترجیع می دهد برود یک لیسانس بی خاصیت را بگیرد تا اینکه یک فوق دیپلم فنی مفید و موثر . دانشگاهها ی انتفاعی و غیر انتفاعی هم که روز به روز بیشتر می شوند .حالا این صنعت که نیازمند فوق دیپلم کاری بعنوان یک سری نیروهای عملیاتی است در بدر بدنبالش می گردد و یافت نمی کند . دانشگاههای انتفاعی هم که می روند راحت ترین رشته ها را می گزارند که با چند تا جزوه و کلاس بشود سرو ته اش را بهم اورد و مدرک مبارک را تقدیم متقاضی کرد . بچه کشاورزی را که می تواند اگر راه پدرش را دنبال کند بیشتر بنفع خودش و مملکت است را بجای اینکه در رشته ای مرتبط تربیت کنیم می رویم در شهرش که هیچ زمینه کاری هم ندارد مثلا رشته مهندسی فلان یا مدیریت بهمان را می گزاریم بدون اینکه توجه کنیم که با اینکار اینها را از شهر و دیار خود آواره می کنیم و یک نفر با فرهنگ کشاورزی را می فرستیم به شهرها و کارخانجاتی صنعتی . اکثر اینها هم نه کشاورز می شوند و نه صنعتگر خوبی. از آنطرف هم می گوییم مردم به شهر های بزرگ که مشکل مسکن و زمین دارند کمتر مهاجرت کنند . آنوقت می گوییم کارخانجات ما نیروهای بومی بگیرند و… یعنی باز همان نگاه جزیره ای به مسائل . یک نگاه عقابی بر این سیاستگزارها حاکم نیست . یک فرد با روحیه روستایی و کشاورزی را نمی توانیم صنعتگر خوبی بکنیم ولی از او می توانیم بهترین کشاورز آشنا با کلیه علوم مربوطه را بیرون بکشیم . طرف از دانشکده فلان فارغ التحصیل شده است و کار کردن با کامپیوتر را نمی داند . واحد کامپیوتر هم داشته است ولی حتی روشن و خاموش کردن را نیز بدرستی نمی داند ! حالا این صنعتی که هزاران گرفتاری دارد می خواهد نیروی کار آمد در کلیه سطوح بگیرد . ماشین آلات مدرن دارد باید اپراتورهای دستگاههایش مثلا فوق دیپلم باشند پیدا نمی کند یک رشته خاص لیسانس نیاز دارد کم وجود دارد ولی تا دلت بخواهد از رشته های آبدوغ خیاری فارغ التصیل داریم . نه بدرد دنیا می خورند ونه اخرت . فقط حد توقع انها را بالا برده ایم . اگر همان دیپلم می ماند می توانست یک کار فنی خوب را بعهده بگیرد ولی الان لیسانس دارد حاضر نیست آن کار حد دیپلم را بکند اگر بنا به اضطرار بپذیرد همیشه طلبکار و ناراضی است .یک جای کار نظام اموزش عالی ما لنگ می زند . چه کسی بفکر ایجاد این تعادل است . دانشگاهها متناسب با نیازهای منطقه ای و بعد کشوری نیرو پرورش دهند . نیازهای بخشهای مختلف کشور از لحاظ نیروهای تحصیلکرده برآورد دقیق شود . هر کس متناسب با روحیه و خصلتهای عمومی اش به یک رشته تحصیلی هدایت شود و…………….
منبع : خاطرات یک مدیر

 گرد آوری مطالب : iranbanou.com

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه