ارتباط من و همسرم در چه وضعیتی است؟

ایران بانو دات کام
از همسر خود راضی هستید,اموزش داشتن زندگی موفق,اموزش همسر داری,بچه,راه های داشتن یه زندگی مشترک عالی,زن,زندگی مشترک,شوهر,همسر,آموزنده های اجتماعی,ارتباط من و همسرم ,فاصله سنی مناسب ,طلاق,زناشویی

ارتباط من و همسرم در چه وضعیتی است؟

این سوالی اساسی است که هر جوانی در آستانه ازدواج مصمم به یافتن پاسخ آن است گرچه پاسخگویی به آن بعد از ازدواج هم دارای اهمیت است. جالب است که بدانیم جواب شرع، عقل، علم و عرف به این سوال یکسان است. و آن یک کلمه یعنی «کفو همدیگر بودن» است. کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب هم شانی و همترازی و در اصطلاح عرف یعنی با هم جور بودن.

ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحکم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.
علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موکول کرد. یکی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است. لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل «فانکحوا ما طاب لکم من النساء» همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب کنید استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت هم کفو بودن مطرح شده است.

پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شان خود ازدواج کنید.

می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مساله نظری بیفکند به راحتی پی خواهد برد که همسر دلنشین و مورد پسند همسری است که دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است که کفو هم بودن از نظر سن تفاوت در سن است نه تساوی زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان ۳-۴ سال در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود حتما نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود می توان فاصله سنی را به دیده ا��ماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی ۳-۴ سال است. طبیعی است که اگر سایر شرایط مناسب نباشد باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.

بارها با خانواده هایی مواجه می شویم که فاصله سنی زوجین حتی به ،۲۵ ،۲۰ ،۱۵ ۱۳ سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یکدیگر مشکلات عدیده ای دارند. ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم که فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.

۱) مشکل عدم درک مطلوب یکدیگر

وجود فاصله سنی زیاد سبب می شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک کنند. فردی با داشتن بیست سال سن بیشتر، طبیعی است که می تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد یا لااقل می تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا این مساله زمینه ای فراهم می کند که شخص ارزش لازم را به نظرات فرد کوچکتر ندهد یا طرف مقابل بیش از اندازه احساس کوچکی نماید و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود و همین مورد زمینه عدم تفاهم را به وجود می آورد که خود سبب پدید آمدن مشکلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد.

۲) عدم تناسب در توانایی های جسمی

وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد هر یک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلا زنی که هفده سال دارد در دوران جوانی به سر می برد و همسر او که در ۳۵ سالگی است به مرز میان سالی نزدیک شده است. یکی غالبا فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب کم کاری گذاشته می شود یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسوولیت مطرح می گردد و وقتی که با این عنوان طرح می نماید، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می کند و ممکن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی که مرد قصد شانه خالی کردن از مسوولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسوولیتی می شود و از آنجا که در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد مجادلاتی در می گیرد.

۳) انعطاف پذیری کمتر فرد بزرگتر

وقتی دو جوان با یکدیگر زندگی می کنند به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است امکان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته اند. همین امکان تغییر و تحول است که ما را به یاد کلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد که فرمود: بیشتر کسانی که به من ایمان آوردند، جوانان بودند.

۴) پیدا شدن سوءظن

گاه وجود فاصله های سنی زیاد سبب می شود که زوجین سوء ظن هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارائه نمایند.

۵) امر و نهی پیوسته فرد بزرگتر

در چنین خانواده هایی فرد بزرگتر به دلیل داشتن تجربه خود را ملزم می داند که مدام به همسر خود امر و نهی کند و امر و نهی بیش از حد- که همیشه مبتنی بر حق نیست بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می کند – موجبات ناراحتی همسر را فراهم می آورد. فرد بزرگتر احساس می کند که باید فرد کوچکتر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته به امر و نهی و تربیت وی مبادرت نماید. البته زن و شوهر باید برای تکامل وتعالی یکدیگر بکوشند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.

۶) کمرویی با همسر

یکی از مواردی که در این گونه خانواده ها دیده می شود این است که فرد کوچکتر دچار نوعی کمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد.

بنابراین حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می کند و گاه به فضای بیرون از خانه کشیده شده برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فکر می کند که همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده برای این و آن نقل می کند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد کوچکتر دردها را بازگو نکند آنها بر روی هم انباشته شده او را افسرده می کند. در حالی که درد دل کردن به آرامش فرد کمک می کند و او از این که همسری دارد که به درد دل های وی گوش می دهد احساس آرامش می کند زیرا خوب شنیدن درد دل ها بخشی از تسکین آلام است و بدین ترتیب فرد به پالایش روانی دست می یابد.

۷) دادن امتیازات بیش از حد

در این نوع خانواده ها، معمولا مشکل دیگر این است که فرد بزرگتر برای این که فرد کوچکتر را جذب کند و زندگی تداوم یابد باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند. اما هر کس قادر نیست که مدام چنین امتیازاتی بدهد زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممکن می گردد و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می کاهد. از سویی طرف کوچکتر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می کند.

۸) ترس و ناامنی

در مواردی هم دیده می شود که فرد کوچکتر دچار ترس و وحشت می شود و این هنگامی اتفاق می افتد که مرد خانواده از سن و سال بیشتری برخوردار است. خانمی می گفت با این که چند ماهی از مرگ همسرش نگذشته بود و چندان متاثر هم به نظر نمی رسید وقتی از اختلافات خانوادگی و تاثیرات منفی آن بر روی فرزندانش سخن می گفت، به تفاوت سنی زیاد خود با همسرش اشاره کرد و گفت: روزی که ازدواج کردم سیزده سال بیشتر نداشتم در حالی که شوهرم در آن روزها سی ساله بود و من از دیدن او سخت دچار وحشت شده، پیوسته از او می ترسیدم و این ترس و ناامنی تمامی وجودم را پر کرده بود و تا زمان مرگ او نیز وجود داشت، این ترس شدید همه آرامش مرا سلب کرده بود.

۹) نتایج نامطلوب دیگر

تفاوت سنی زیاد بین زوجین مشکلات دیگری نیز در پی دارد که در دوره های پایانی زندگانی رخ می دهد و از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) احساس پشیمانی

در غالب موارد، این نوع ازدواج ها با پشیمانی همراه می شود زیرا مشکلات فراوان ناشی از این نوع ازدواج ها به قدری زیاد و غیر قابل تحمل است که در برخی موارد موجبات پشیمانی را فراهم می کند.

ب) بروز مشکلات غیر منتظره

پیدایی مشکلات غیر قابل انتظار پیامد نامطلوب دیگر چنین ازدواج هایی است.

ج) جرم زایی فرزندان

مشکل دیگری که در این گونه ازدواج ها دیده می شود این است که امکان جرم زایی در فرزندان آنها بیشتر از مواردی است که زوجین فاصله سنی مناسبی با یکدیگر دارند.

د) طلاق

معضل دیگری که گاه در خانواده هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می شود مساله عدم تحمل یکدیگر و گاه وقوع طلاق است.

▪ یادآوری چند نکته

با بررسی سن ازدواج در میان قشرهای مختلف و جوامع گوناگون در می یابیم که غالبا سن مردان در جریان ازدواج بیش از زنان است. آلن ژیرار می نویسد: آگاهی های جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و می دانیم که بیشتر اوقات افرادی با هم پیوند زناشویی می بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند. از این رو تناسب سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جامعه از اهمیت والایی برخوردار است در نظر بگیریم.

● دیدگاه دینی

از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می شود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. کمالات پیامبر به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه (س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی شد و از سوی دیگر خدیجه (س) نیز زنی با کمال و بی نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف نمود و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد، در شعب ابیطالب با دیدن تمامی مشقت ها به دلیل علاقه ای که به اسلام و پیامبر داشت همه آنها را تحمل کرد و فاطمه (س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هر گاه که نام خدیجه (ع) را می شنید اشک در چشمان مبارکش حلقه می زد به نحوی که اطرافیان آن حضرت تاثر او را به خوبی حس می کردند.
امام صادق ( ع ) می فرمایند: «زن فهمیده فرزانه باید در کنار مرد فهمیده قرار گیرد نه غیر آن.»

وقت آن رسیده که خانواده ها از طریق مشاور خانواده به دختران و پسران خود که قصد ازدواج دارند آموزش دهند که فاصله سنی بین آنان بین سه یا چهار سال و حداکثر هفت سال باشد و این چیزی است که باید در موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنان تشریح نمود تا دریابند که با فاصله سنی کمتر مشکلات کمتری خواهند داشت مشروط بر این که به سایر جنبه های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.

دکتر احمد محمدیان راد
 
منبع : http://tebyan-zn.ir
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه